
Resilience Amidst Desolation: A Man's Journey in a 1930s Urban Landscape
Explore the poignant story of a solitary man in a bleak 1930s urban setting. Witness his determination and dreams as he navigates through despair, depicted through powerful vignettes of his life and aspirations.
- Creations
- 1
- Images
- 1
- Model
- hd-turbo
- Likes
- 0
- 1 / 1hd-turbo1:1
وقتی در سال 1930 دبیرستان را به پایان رسانید و وارد زندگی شد، نه پدر داشت و نه مادر. چون درد مستأجری سالیان سال عذابش داده بود تصمیم گرفت تا صاحبخانه نشود زن نگیرد در یک شرکت استخدام شود. مدت پنج سال با یک دست کتوشلوار زندگی کرد. سیگار، عرق، روزنامه، مجله، سینما، تئاتر همه برایش بیگانه بودند و او هیچوقت برای گردش جایی نرفت درست مثل یک کشیش و فقیر و مرتاض هندی، اوقاتش را گذراند. بعد از پنج سال توانست 2000 لیره پسانداز کند، برای آدمی مثل او 2000 لیره پول خوبی بود، بهاندازه نصف پولش هم، خانههای فروشی پیدا میشد. رفت خانهها را از نزدیک دید اما باب میلش نبودند، خانهها خراب و پوسیده بودند. با خودش گفت: «بهتره یک زمین بخرم و اونجا خونه ای بسازم.»
Related landscapes
More like this from the community.





























